X
تبلیغات
رایتل
فروغ
  
 
 
آرشیو
 
پنج‌شنبه 10 مهر‌ماه سال 1382
عشق، عیاشی و تجربهء بلبل بودن!
تصور کنید که دو نفر ...
ـ یه توضیح لازمه: هر گونه تفکر سانتیمانتال رو بذارین کنار، بعد بخونین!
خوب، دوباره از اول ...
تصور کنید دو نفر که دچارن، یعنی عاشق‌ان، نشستن روبه‌روی هم و برا هم از تجربهء اختصاصی خودشون حرف می‌زنن. فکر می‌کنید آخرش چی می‌شه؟
اصلا بی‌خیال! بگذریم ...

امروز به قول رفیقی رفتم عیاشی: «نفس عمیق» رو دیدم و باز هم دل‌ام لرزید. مخصوصا وقتی «آیدا» پای اون دکهء سر خیابون «کی‌نژاد» ایستاده به  انتظار «منصور» که نمی‌آد، چون «کامران» مرده و کسی ...
آخه یکی نیس بگه: به این هم می‌گن عیاشی؟

راستی، من دارم زبان فرانسه یاد می‌گیرم. فعلا یاد گرفتم که چه‌طور خودم رو، ملیت، شهر و کارم رو معرفی کنم و همین‌طور از یک تا ده بشمرم عین بلبل!
ببینین: اُن، دو، توا، کتخ، سنک، سیس، ست، ویت، نُف، دیس!

یه لینک هم برا خالی نبودن عریضه: یک قطره از دریا. هیچ ذهنیتی نسبت به این لینک در حال حاضر ندارم. می‌تونیم با هم تجربه‌اش کنیم.

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 180852


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها