X
تبلیغات
زولا
فروغ
  
 
 
آرشیو
 
جمعه 11 مهر‌ماه سال 1382
صبر
دیشب فقط برا شنیدن یکی چند تا کلمه رفتم پیش رفیقی که جریان منُ و مریم رو می‌دونه. و اون گفت: «صبر کن!» گفت که ازش بشنوم که تا چند روز دیگه ـ شاید هم چند وقت دیگه ـ خودش برمی‌گرده. شاید هم ...
با وجود این که حرف‌اش هیچ امیدی به ام نمی‌ده، اما نمی‌دونم چرا دوست دارم حرف‌اشُ باور کنم!

این دنیای مجازی هم عجب عالمی داره‌ها! هر چی بیش‌تر توش فرو بری، بیش‌تر درگیرش می‌شی. از اعتیاد و یه جور مسخ شدن می‌ترسم. باید حواس‌ام رو حسابی جمع کنم.

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 181048


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها