X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
فروغ
  
 
 
آرشیو
 
سه‌شنبه 29 مهر‌ماه سال 1382
نمی‌دانستی که دنیا را چه زیبا
                         می‌توانستم
                         برای‌ات بسازم
که خدا شده بودم
نمی‌دانستی ...

***

و اما بعد:
دیگر باید بپذیرم واقعیتِ آن صندلی کناری‌ام را که تقدیر محتومی‌ست برای من!
که انگار قرار است برای همیشه، همیشهء همیشه یا خالی باشد یا بر ان آنی ننشسته باشد که باید. و چه تقلایی می‌کنم ...
هه! به‌تر است بی‌خیالِ همهء همه بشوم.
...

دیگر حتی به زبان آوردن اسم‌ات ...
نمی‌دانم چه‌طور تمام کنم جملهء ناتمام‌ام را به آخر برسانم. تنها چیزی که به ذهن‌ام می‌رسد، یک کلمه است:
                  مریم!

راستی، شنیده‌اید که «اگر با من نبودش هیچ میلی / چرا جام مرا بشکست لیلی»؟
و خیلی ناگفته‌های دیگر که باشد برای وقتی دیگر!

***
و فروغ هم یک‌ساله شد.

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 181053


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها